Wednesday, December 3, 2014

ای تنبلها قرص مالتی ویتامین نخورید، زرنگ می شوید

آقا ما یه قرص مالتی ویتامین گرفتیم، وقتی می خوریم ظرف چند ساعت می شیم خانم خونه.
بار اول، بعد از مصرف این ماده اتاقی که صد سال نامرتب بود و به زور باید مسیر در اتاق به تخت را طی می کردی رو کردیم دسته گل.
امروز هم یه دونه خوردم نمی دونستم می خواد چه بلایی سرم بیاد. من که در هفته گذشته بزرگترین آشپزی که کرده بودم روشن کردن پلوپز بود، امروز عصر نودل، قلیه ماهی، عدس پلو و عدسی درست کردم. یعنی خودم تو کفش موندم. بی اختیار شروع می کنم به انجام کارهای منزل. 
:))

اپلای

اپلای مثل خوره روح آدم را در انزوا می خورد و می خراشد..

Saturday, November 8, 2014

What the hell I am doing?

گزارشی را در مورد کوبانی می بینم، کودکانی که دیگر مدرسه نمی روند،
یاد زنان ایزدی می افتم که  قیمت های خرید و فروششان را دیروز دیدم،
اشکی حلقه می زند
بر می گردم 
من هزار کار دارم
تا فردا باید فلان و فلان را کامل کنم
آهنگ را عوض می کنم
آهنگی شادتر
تا بروم سر کارم
 
و از خودم بدم می آید به خاطر این همه بی تفاوتی


Friday, July 25, 2014

one of the main sources of my inspiration


گفتگو آیین درویشی نبود *** ورنه ما با تو ماجراها داشتیم
اشاره به اینکه من الان شهر کبکم و مارکرام هم شهر کبکه.

پیپرولاویا

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه این پیپر الکی ست نشان آمدیت
اشاره به اینکه رفتار بعضی از اساتید قبل و بعد از دانستن اینکه پیپر داری تغییر می کند

Monday, July 21, 2014

احیا در روز روشن از لندن آنتاریو تا شهر کبک

 امروز تو قطار لندن آنتاریو به کبک سیتی احیا گرفتم، جوشن کبیر ، کمیل و یه جز قران و دارم تموم می کنم.

سوتی های اینجانب در خارج از کشور

یه بار می خواستم برم سینما، رفتم بلیط بخرم، خیلی با اعتماد به نفس کامل رفتم گفتم
Can I have a belit
 بلیط رو هم با یه لهجه غلیظی تلفظ کردم که نگو.
طرف بدبخت مونده بود، نگاه چشم گرد شدش رو که دیدم فهمیدم چی گفتم.