Tuesday, December 28, 2010

بهشت

سرم به دنیا و عقبی فرو نمی آید ***تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست
جدی اوضام خیلی خرابه! بهشت اصلا برام جذابیت نداره (خیلی کم حالا)ء
یا لا اقل این تعریفی که من از بهشت دارم اینجوریه یا بهتره بگم باغ بهشت.
یه باغ خیلی خفن. حالا که چی!
چی بگم دیگه.ء




Thursday, December 23, 2010

یک شنبه ای که شبکه عصبی تشکیل نشد

خوشحال و خندان بودیم از اینکه شبکه عصبی تشکیل نشده البته هرچند که جلسه رفع اشکال بود و ما اوضاعمان وخیم بود و شاید اندکی افاده می کرد باز ما بسیار شاد گشتیم. داشتیم در دانشکده برق ول می گشتیم(البته بگوییم که ولگردیمان در جهت مثبت بود). دیدیم سپیده میسد شده زنگیدیم و فهمیدیم ایشان طرحی که داده اند به مرکز رشد و انتخاب شده و از دو ماه پیش به کلاسهای پنج شنبه اش می آمدند را باید ارائه دهند و چون کلاس زبانشان را یکبار سر سینما پیچاندیم دیگر نمی توانند بپیچانند و باید بروند(می درسند آنجا) خب ما ماندیم یک طرحی که باید از آن با اعتماد به نفس کامل دفاع می کردیم. رفتیم دیدم میزی است و شیرنی است و پوستری بزرگتر از قدمان پشت سرمان است و رویش نوشته اند طرح چیست و اینها . گفتند داورها ساعت 4 باید می آمدند سر میزها و تک تک می پرسند طرح چیست و ما باید بدفاعدیم. دیدیم ساعت 4:30 است گفتیم عجب! سیپیده تند وتند توضیح می داد و ما باید می حفظیدیم . دوباره گفتیم عجب! خوشبختانه قبلا در مورد نوروفیدبک دروبلاگمان مطلب نوشته بودیم و توضیحی در موردش شنیده وگرنه خطر هنگیدن وجود می داشت.
گفتیم به به! همان کلاسمان تشکیل شده بود اکنون زندگی راحت تری می داشتیم. البته
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند و اینها
خب سپیده رفت و ما اندکی تمرنیدیم و یک دفعه داورها ریختند و همه قیام کردند و سالن شلوغ شد و ...
اولین داور آمد سر میز ما و یک سری چیز و میز(بیشتر میز البته) تحویل دادیم ، شروع کرد به پرسیدن سوالهای پیچ دار و آخرش هم گفت این امکاناتی که طرح شما می خواهد را نه به شما می دهیم نه به هیچ کس دیگر ،
گفتیم خیلی ممنون از کمکتان
گفتیم چه کنیم با بقیه اگر همه بخواهند گیر بدهند که نمی شود
خوشبختان بقیه گیری نبودند و البته خیلی خنده دار گذشت چون نوروساینسی نبودند هر چه ما چرت و پرت می گفتیم تایید می کردند
به یکی گفتیم مثلا یادگیری نمی دونم در لب فلان است ایشان هم سریع تایید کرد و گفت آری در همان لب است در دلمان گفتیم ما پرانده بودیما شما چرا تایید کردی
بعد از توضیح برای پیچ شش نفر دیگر ترین (تی-ار-ای-ان) شده بودیم خفن توضیح می دادیم یکی گفت خیلی اطلاعاتتان زیاد است معلوم است خیلی روی این طرح کار کرده اید ، ارشد هستید دیگر، گفتیم نه، گفت پس سال چندمید، گفتیم 4 ام بعد فک کنم گفت چندین سال است که کار می کیند؟ نمی دانیم چرا دروغ گفتیم و گفتیم آری،(جو گیر شدیم) البته شاید خیلی هم دروغ نبود داشتم کار می کردم دیگر روی یک چیزهای نوروساینسی، البته خودمان هم می دانیم دروغ گفته ایم و کار بدی کرده ایم .
sometimes my brain does something I don't like
همه می آمدند و ما از حرفه ای شدنمان داشتیم لذت می بردیم
البته آخرش نفهمیدیم طرح سپیده را توضیح دادیم یا یک چیز دیگر را، حتی نفهمیدیم این چیز دیگر را درست توضیح دادیم یاخیر، البته اطلاعات نوروساینسی داورها اندکتر از اندک به نظر می رسید و ما هر چه گفتیم پذیرفتند
طرح هم انتخاب نشد و نفهمیدم عیب از طرح بود یا از ما.
و این شد درس عبرتی که اولا از تعطیلی شبکه عصبی و امثالهم خوشحال نشویم شاید سرنوشتی شوم تر در انتظارمان باشد(می شوخیم تجربه جلبی بود) ثانیا در مواقع جو گیری به حرفهایی که می زنیم دقت کنیم.
فوقع ما وقع



This week

OH! what a week!
Many fantastic things was happened.
1- KINECK, It was GrEaTe, specially the time you see your crazy pictures after playing.
2-AmirKabir university cognitive science seminar. It was really Awesome, Arash Afraz, Maryam vaziri, Bahador Bahrami, Dr. Aarabi, Dr. Nili, The ones I always like to see where there, Oh it was great. I love it.
2-On sunday, I was happy that my neural networks class was not held, suddenly sepideh called me and said I have to go to my English institute to teach and asked me to defeat her idea, It was very funny I think I will have a special post about it.
3-...
4- It's excellent that my Toffel class is finished and I won't go tomorrow. Thank God, although I didn't go many sessions, I had Agony of conscience when I did'nt go. :)

Friday, December 17, 2010

رمزنگاری با شبکه عصبی

جو گیر گشته و رفته ایم رمز نگاری با شبکه عصبی را موضوع ارائه گرفته ایم. حال مانده ایم چه بگوییم. البته هنوز به اندازه کافی نگشته ایم :)
بیچاره بچه ها اولش باید برویم سر کلاس رمزنگاری، یک عالمه شبکه عصبی درس بدهیم سپس احتمالا در کوتاه زمانی ربطش دهیم به رمز نگاری.
خدا کند که در امتحان نیاید که فکر می کنیم بعد از امتحان ما را کتکی مفصل خواهند زد.
خداوند به ما و شما توفیق دهد واز بلا حفظ نمایدمان..

Monday, December 13, 2010

Exam times

everybody come one by one with a funny face, a face that sometimes shows the sadness of the whole world and say to others oh I haven't studied this/that/2 sessions/... "vaz'am kharabe" also say about the time she sleeps last night.
Although I don't like these moments for some reasons I like them for some other ones.
in exam times everybody ignore cheap parts of life, they care about something important so it is beautiful.
ps: 'everybody' in the text always not refers to everybody. :D

Thursday, December 9, 2010

Thursday, November 25, 2010

What a life?

don't worry! it's nice, even though I have to listen to a long conversation in an architecture class.

صحیح کردن تمارین

امروز دارم مشقای بچه های حل تمرین رو صحیح می کنم.
عده ای از ایشان بسیار باحال کپی کرده اند. حتی زحمت تغییر اسم چند متغیر هم نکشیده اند. البته شاید عده ای کشیده اند و من کلا نفهمیده ام کپی نموده اند.
رسیدم به کسی که شماره دانشجویی خودم رو داره فقط 89 ایه. هر سال یه نفر شماره دانشجویی ش این می شه . جالبه.

Wednesday, November 17, 2010

morning

when I open my eyes in the morning, I said to myself, Oh another day that is belong to God is started, Thank you God You give me another chance to be successful in my life be someone you like and there is no one except you that can help me to be good be someone you like so my God please help me.
Then I start my day happily with the hope to do all the things as best as I can.

Thursday, November 11, 2010

Hi, This is start?

Hi everybody,
I think writing in a blog will record our life and Sometimes I need to write so this is the result
As you guess this blog will be about everything or accuratly result of neuron's firing thant happens in my brain. ^_^
I hope this blog be useful Although I don't know actually how can it be useful!

ps: I think it will be both persian and english depend on neuron's firings :)

Hi, This is start?