Tuesday, March 27, 2012

results of apply number 2

منتظریم ببینیم این میشیگان استیت و جورجیا تک چی می گن. بیشتر 99 درصد  ریجکته چون تا حالا خبری ازشون نیس.
 بینیم باید در آن ده کانادایی وسط اقیانوس اطلس زندگی کنیم یا می شود میان برگهای رنگی میشیگان راه رویم  یا در جورجیا فوتبال آمریکایی ببینیم.

هر چه پیش آید خوش آید

GLA (good luck to all)

Monday, March 19, 2012

عید آمد و عید آمد

من هم به نوبه ی خودم این عید باستانی رو به همه ی دوستانی که می شناسم و به همه ی دوستانی که نمی شناسم تبریک می گم
امیدوارم همه سال خوب و خوش و سالم و موفقی داشته باشند

اکسپت

اکسپت شدیم بالاخره فول فاند یک جایی در کانادا
با اسمی ضایع
فعلا لو نمی دهیم

Sunday, March 4, 2012

از آمدن و رفتن ما سودی کو*** وز تار وجود عمر ما پودی کو

It may be kinda funny but it worth to tell.
A few weeks ago, I had a strange feeling at night:
Earth Quake
I thought, it is very likely for me to feel one soon. a one thatll kill me. :P
آنگاه بود که به خود به فکر کردم
چه کرده ام
جز یک سری آرزو هیچ

حالا غیر شوخی
واقعا اگر الان زلزله بیاد من چه خاکی تو سرم بریزم

واقعا آیا آنی هستم که می خواهم 

جواب خیر بود و خیر

گفتم بارالها وقت کافی به من نداده ای من اگر وقت داشتم چنین می کردم و چنان

خوابیدیم و صبح زنده برخیزیدیم
حالا بود که فهمیدم بارالهم وقت داد بهم

خب حالا باید چه خاکی تو سرم بریزم





CLRS

 پریروز رفته بودم انباری، دیدم یک نفر را
 زودی  آوردمش بالا
حالا در جوارم دارد می زی اد او
دوستش دارم من زیاد
قرار است از حال به بعد ساعتها با او به سر کنم
یعنی می شود آیا؟

شغل

مدتی است از اینکه در خانه هستیم عذاب وجدانی گرفته ایم بس شدید. 
هی می گوییم صبرکن حالا عید می شود بعدا می رویم کار پیدا می کنیم به کتش نمی رود که نمی رود.

   از یک طرف این شیرازی دل و دیوانه  درون مان غوغا می کند.
از طرف دیگر هم این وجدان بیدارمان.

امروز رفتم کیشی نزدیک خانه مان تا شاید بشویم معلم زبانی. این معلمانش بودند فک کنم هیچ کدام نمی دانستند تافل از چند است
یکی شان که فک کنم با آیلتس اشتباه گرفته بود می گفت نه شدی گفتم نود و دو گفت خیلی خوب است شما دیگه لازم نیست امتحان کتبی بدی. مستقیم می فرستیمت برا مصاحبه. فک کنم یه مدت دیگه گندش دراد با این اوضاع اسپیکینگم علی الخصوص. 

حالا اولویت که با برنامه نویسی است  ببینیم چه می شود.

می خوام ریسرچر شم. یعنی هیش کی نی منو بخواد!؟


GOD Bless you and God bless the humanity

Istanbul

Who can believe(it took quite a long time for me to find the correct dictation of believe)?
OK
TOMORROW I WILL WALK IN ISTANBUL \:D/ \:D/ \:D/
YESSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSS
\:D/\:D/\:D/

 

اشاره به وقایه الاتفاقیه الاخیره

آسمان گاه کشتی من را می شکند هر چند که 
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد. 
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
:P

Thursday, March 1, 2012

حفظیدم

سپهر بایگان شهریار رو حفظیدم. یهههههههههههه
سالها بود چیزی نحفظیده بودم
حالی بردم
یههههههههههههههههههههه

being waste of space

Today somebody politely told me:
                                YOU ARE WASTE OF SPACE
no good results from your applications, no work this year, no studying for konkur and blah blah blah.

It all started after I called somewhere to find a job as a c programmer, the guy told me are you familiar with object oriented in c++, I said I dont work much with oos in c but I am familiar with the concept I wrote many programs in java and used oos. (actually the guy didnt let me to say all this). We need an expert miss, suddenly he said. and I said bye.
after this call the somebody I mentioned above became angry of me and told the line 2 and 3 rapidly.
I went to bath, and start crying. I came out, sleep and right after I wake up I found some amount of water in my eyes.
In bath I came to a conclusion: there is not anything I should be sad about, I feel my great god right behind myself. ;) also I found out that I am more beautiful when I cry :P

All in all, having the feeling that you are waste of space is awful. actually today I didnt have this but once I asked one of the professors to give me recom I felt it.