A few weeks ago, I had a strange feeling at night:
Earth Quake
I thought, it is very likely for me to feel one soon. a one thatll kill me. :P
آنگاه بود که به خود به فکر کردم
چه کرده ام
جز یک سری آرزو هیچ
حالا غیر شوخی
واقعا اگر الان زلزله بیاد من چه خاکی تو سرم بریزم
واقعا آیا آنی هستم که می خواهم
جواب خیر بود و خیر
گفتم بارالها وقت کافی به من نداده ای من اگر وقت داشتم چنین می کردم و چنان
خوابیدیم و صبح زنده برخیزیدیم
حالا بود که فهمیدم بارالهم وقت داد بهم
حالا بود که فهمیدم بارالهم وقت داد بهم
خب حالا باید چه خاکی تو سرم بریزم
No comments:
Post a Comment